تولد مامان مریم
10مهر تولد من بود و مامانی و باباجون و عمو دانیال و آنا زحمت کشیدن و کلی منو سورپرایز کردن.شب تولدم که رفته بودیم خونشون یهو دیدم هرکدوم یه شاخه گل مریم واسم خریدن با یه کیک خیلی خوشمزه که با دیدنش کم مونده بود گریه کنم . آخه این چند وقته خیلی خسته شده بودم و یه همچین کاری همه خستگی این روزا رو از تنم درآورد.راستی باباجون (بابای بابا) و مامانی یک تومن هم پول دادن که خیلی زیاد بود و کلی شرمنده ام کردن...راستی یه سورپرایز دیگه هم بود...مامانی گفت من ویانا رو نگه میدارم تا شما یعنی من و بابا فرزاد بریم بیرون و یه جشن مجردی!!!!!!!!!هم واسه خود...
نویسنده :
مامان مریم
19:06




